تبليغاتX
پسر شاهزاده
مطالب این وبلاگ به منظور تایید یا تکذیب هیچکدام از آنها نیست. رای ما ممتنع !
اگر رابطۀ فرار شهرام خان جزایری و فرار مغزها رو فهمیدین………..به کسی چیزی نگین! چون ممکنه به عنوان مفسد اقتصادی ، مفسد فی­الارض یا گونه­های دیگۀ مفسد، تو رو هم فرار کنی!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 23:41  توسط عمیدالملک  | 

خوب فکر کنیم...کدوم رو باید انتخاب ­کنیم :

دوستِ روزهای خوب   یا   دوستِ خوبِ روزها ؟
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 22:43  توسط عمیدالملک  | 

بابا چرا هیچکی کمک نمی­کنه؟ میگم دلم گرفته...

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 15:48  توسط عمیدالملک  | 

چرا بعضی وقتها با اینکه یه عالمه آدم درو و برمون هستن، احساس تنهایی میکنیم؟ چرا بعضی وقتها از ته دل میخندیم ولی اصلاً از خندمون خوشحال نیستیم؟ چرا بعضی وقتها خودمونو به همه شاد و سرحال نشون میدیم ولی وقتی تنها میشیم یه دنیا غم تو دلمونه و می­خوایم آروم آروم اشک بریزیم؟

نمیدونم چطوریه که بعضی وقتها با اینکه همه چیز رو به راه به نظر میاد، آدم یه سنگینیه خاصی حس میکنه، رو قلبش، رو روحش...بعضی وقتها آدم دلش میخواد فقط خودش باشه،فقط خودش. نه کار،نه پول،نه دوست.

آخه چرا؟

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 15:48  توسط عمیدالملک  | 

حکایت من و پول (*)، حکایت بسم­ا..  و جنّه !!!

(*)= در روایات داف هم آمده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 23:12  توسط عمیدالملک  | 

نمیدونم چرا وقتی میدونیم دنیا چقدر کوچیکه، به بعضیا میگیم : " قدّ دنیا دوست دارم..."

 و باز نمیدونم چرا بعضیا با همین راستِ دروغ ، گول میخورن...
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 23:11  توسط عمیدالملک  |